استخـــــــونی

آیا این داستان واقعی است؟

دیدین این بچه کوچیک ها وقتی سر و صداشون نیست و ازشون خبری نیست دارن یه کاری می کنن؟ حالا بیشتر شیطونیه ها،  یعنی وقتی دیدین یه بچه داره بازی می کنه و سر و صدا می کنه بعد می بینین یه مدتیه صداش نمیاد، شک نکنین که باید برین سراغش ببینین چیکار می کنه یه وقت بلایی سر خودش نیاره!!

حالا اینم حکایت منه، آپ نمی کنم و اینا واسه اینه که فعلا سرم گرمه! رفتم یه مشت اسباب بازی از نوع بزرگونش خریدم، دارم باهاشون ور می رم! یه سوژه دارم برا نوشتن، باشه برا بعد، فعلا اینو داشته باشین!

آقای خانه صبح در حال آماده شدن برای رفتن به سر کار ناگهان صدایی می شنود و می بیند جلوی چشمش یک دستگاه پراید وارد خانه شان شده و به دیوار روبرو بر خورد می کند و متوقف می شود، سه عدد خانم جوان از ماشین پیاده می شوند و بلافاصله شروع می کنند به معذرت خواهی!! آقا که کاملا گیج و گنگ است هنوز نفهمیده چه اتفاقی افتاده است!

خانم جوان پس از بر خورد با اتومبیل دیگر با برخورد به در آن را شکسته و وارد منزل شده است!!! من ماندم که این خانم جوان مگر چقدر سرعت داشته؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 0:22  توسط امیرحسین  |