استخـــــــونی

موش

فکرشو بکن! از بیرون اومدی، داری در خونه رو می بندی و اتفاقی یه چشم داخل حیاط می گردونی، یهو می بینی یه چیزی سریع رفت تو باغچه. اول فک می کنی به خاطر خستگی کلاس و اینا توهم زدی، اما شک می کنی، میری پای آیفون، میگی که اگه میشه پدرت بیان پایین. وقتی اومدن میگی من فکر کنم موش اومده تو خونه!
 
بعد صحبت میشه که گربه هه کارشو خواهد ساخت! میای بری بالا که با خودش مواجه میشین!! خوب عکس العمل شما چیه!؟

پدر یه چیزی طلب می کنن مانند جارو، بنده با کیف و کلید و کاپشن و این ها در تاریکی به جز یک چوب چیز دیگری پیدا نمی کنم! به سرعت می آیم و می دهم به پدر و خودم کمی آن طرف تر فقط نگاه می کنم! تلاش فایده ای ندارد! جا وسیع است و موش فرزتر از این حرف ها! به سرعت در می رود و در باغچه گم می شود!

فک کنم فردا باید مرگ موش و تله موش و این جور چیزها بخریم بذاریم اینجا!

(به جز موش آزمایشگاهی و موش های کانال ها و جوب های تهران، موش ندیده بودم، اونم از نزدیک! اگر اندازه اش را جویا شوید، طولش حدود 20 سانتی بود)
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:49  توسط امیرحسین  |