نوشتن یا ننوشتن
نوشتن یا ننوشتن، مسئله این است!
با اینکه بنا بر ننوشتن نیست، اما نوشتنی هم نیست، کما اینکه طی این مدت دوباری هم کمی نوشتیم و پرید!
اما الآن هر چی فکر می کنم، ببینم چه باید نوشت، نوشتنی ای یا نوشته ای نمی آید که نوشته شود. چیزهایی که هیچگاه قابل نوشتن نیستند، نانوشتنی ها را نشانه دار می کنم، می گذارم کنار. از بین بقیه، چیزی به نظرم نمی آید! هیچ!
فایده ای ندارد، خودم را خسته کرده ام و ذهن آشفته را آشفته تر. از این ذهن آشفته چیزی بیش از این در نمی آید، اصلا نوشتن یا ذوق و استعداد می خواهد، یا حال و حوصله، یا شب امتحان! که من هیچ کدام را ندارم!
نوشتن یا ننوشتن من چه اهمیت دارد؟! مهم چیزی است که برایمان نوشته اند...
با اینکه بنا بر ننوشتن نیست، اما نوشتنی هم نیست، کما اینکه طی این مدت دوباری هم کمی نوشتیم و پرید!
اما الآن هر چی فکر می کنم، ببینم چه باید نوشت، نوشتنی ای یا نوشته ای نمی آید که نوشته شود. چیزهایی که هیچگاه قابل نوشتن نیستند، نانوشتنی ها را نشانه دار می کنم، می گذارم کنار. از بین بقیه، چیزی به نظرم نمی آید! هیچ!
فایده ای ندارد، خودم را خسته کرده ام و ذهن آشفته را آشفته تر. از این ذهن آشفته چیزی بیش از این در نمی آید، اصلا نوشتن یا ذوق و استعداد می خواهد، یا حال و حوصله، یا شب امتحان! که من هیچ کدام را ندارم!
نوشتن یا ننوشتن من چه اهمیت دارد؟! مهم چیزی است که برایمان نوشته اند...
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۸۷ساعت 19:10  توسط امیرحسین
|