ایتس اِ نیو دی، ایتس اٍ نیو استارت!
شروع کردم دارم یه کتابی رو می خونم٬ جالبه! میگه مثلا من یه عامل هستم تو این محیط که مثلا رقابت در کنکور باشه. بعد این عامل که من باشم می خواد هدف گرا باشه٬ یه هدفی رو دنبال کنه. خوب هدف من تو چیه؟ تو اینه که کنکور قبول شم دیگه!
حالا این رقابت کنکور خودش بنکل قابل مشاهده که نیس! غیر قطعیه٬ رویدادیه٬ پویای پویاس! پیوسته هم هست! هزار عاملی هم هست! یعنی تقریبا یکی از بدترین نوعاش! خلاصه که کار سختیه! الآن فهمیدی دیگه چرا سخته؟!
خوب سخته دیگه! باید کار دیگه نکنی! همش بشینی درس بخونی! نیای بشینی پای کامپیوتر و اینترنت! که یه جورایی عادت کردی بشینی! یا حداقل هی سر بزنی بهش! لاست و فرندز و این جور چیزا نبینی! اللی تللی نکنی! تو فکر (از هر نوعش که فکر کنی نری)! فقط فکر و ذکرتو بذاری درس خوندن! در این صورته که شاید بتونی نتیجه ای بگیری! باور کن!
خلاصه که ما تصمیم خودمون رو گرفتیم! ایتس اِ نیو دی، ایتس اٍ نیو استارت!
پی نوشت: این برایان آدامس داره واسه هر کی می خونه من کاری ندارم! فعلا من اینجام٬ این هم منم٬ خطاب به سرکار کنکور هم دارم عرض می کنم این حرف هارو. برداشت دیگه نفرمایید!!!