Home Alone 3
سلام
می خوام یه گزارشی از این چند روز اخیر بدم ، قبلش بر خود لازم می دارم که به دو نکته اشاره کنم :
1- بچه ها ! بچـــــــــه ها ! با هم دوست باشید !! اصلا آهنگ و سیاوش و سهراب و اینا کیلو چنده ؟ این دوستیاس که می مونه !!
2- آهای آقا ، یعنی که چی وبلاگ نداری !؟ اتفاقا داری و تخته کردی درش رو ، راش بنداز !
و اما گزارش کار ، اولا اینو ببینید :

رفتم یه بالابر خریدم ، بستم روش درست شد .
- چند روز پیش رفته بودیم فرودگاه امام ، دنبال چمدون گمشده ، تا یه نفر از نگرانی در بیاد . چمدونش نیومده ، فقط همین رو بگم که اگه خودتون رسیدین و بارتون نرسید ، اصلا جای نگرانی نیست ! اتفاقه ، می افته . خیلی هم طبیعیه ! از امور جامه دان شروع کردیم که یه اتاق داشتن برا اثاثیه ای که گم شده یا نیومده تا سوله گمرک فرودگاه که محل انبار چمدان هاست و با لیفتراک پلت چمدون ها رو بالا پایین می کنند . قسمت بد ماجرا این بود که چمدون پیدا نشد ، یعنی اتفاق ختم به خیر نشد ، در واقع اگه دیدین چمدونتون بعد چند روز پیدا نشد ، دیگه قیدشو بزنید !!
- کل فرآیند پروژم رو شبیه سازی کردم و همش run شده ! کم کم باید برم سراغ مباحث اقتصادی و شروع کردن به نوشتنش.
- لازم نشد هارد رو اکسترنال وصل کنیم ، رفتیم تو قسمت repair ، chkdsk رو زدیم ، درایو لاست شده برگشت ما هم بسی خرسند شدیم ، این برق رفتن پدر هر چی لوازم برقیه رو در میاره .
- در مورد نگرانی در مورد تنهایی و اتاق ها ! خوب فکرشو بکن یه شب تا دیر وقت بیدار بودی و از اتاقت فرار کردی و اومدی تو پذیرایی نشستی و بساط کتاب و کامپیوتر و کاغذ و اینا رو پهن کردی و همه رو ریختی به هم ، یهو یکی ساعت 8 و نیم زنگ بزنه بگه کامپیوترم پکیده می خوام بیام خونتون ، بعد تو طی یک ساعت بخوای همه جا رو بکنی مثل دسته گل ، چاره ای نداری جز اینکه همه چیز رو بچپونی تو اتاقت !! به خصوص که اتاقت رو هم برای تعمیر نگهداری فصلی ریخته باشی به هم !
- دیشب گوشم دم کشید ، از بس تلفن حرف زدم ، یک ساعت با تلفن ، یک ساعت با یاهو کال ، تازه تا حالا نشده بود 1 نصف شب زنگ بزنن بهم که حالمو بپرسن ! این یکی دیگر از مزیت های تنها بودن است !! البته عجب دوستانی داریم ما ، دلتان بسوزد !
- فعلا همین
می خوام یه گزارشی از این چند روز اخیر بدم ، قبلش بر خود لازم می دارم که به دو نکته اشاره کنم :
1- بچه ها ! بچـــــــــه ها ! با هم دوست باشید !! اصلا آهنگ و سیاوش و سهراب و اینا کیلو چنده ؟ این دوستیاس که می مونه !!
2- آهای آقا ، یعنی که چی وبلاگ نداری !؟ اتفاقا داری و تخته کردی درش رو ، راش بنداز !
و اما گزارش کار ، اولا اینو ببینید :

رفتم یه بالابر خریدم ، بستم روش درست شد .
- چند روز پیش رفته بودیم فرودگاه امام ، دنبال چمدون گمشده ، تا یه نفر از نگرانی در بیاد . چمدونش نیومده ، فقط همین رو بگم که اگه خودتون رسیدین و بارتون نرسید ، اصلا جای نگرانی نیست ! اتفاقه ، می افته . خیلی هم طبیعیه ! از امور جامه دان شروع کردیم که یه اتاق داشتن برا اثاثیه ای که گم شده یا نیومده تا سوله گمرک فرودگاه که محل انبار چمدان هاست و با لیفتراک پلت چمدون ها رو بالا پایین می کنند . قسمت بد ماجرا این بود که چمدون پیدا نشد ، یعنی اتفاق ختم به خیر نشد ، در واقع اگه دیدین چمدونتون بعد چند روز پیدا نشد ، دیگه قیدشو بزنید !!
- کل فرآیند پروژم رو شبیه سازی کردم و همش run شده ! کم کم باید برم سراغ مباحث اقتصادی و شروع کردن به نوشتنش.
- لازم نشد هارد رو اکسترنال وصل کنیم ، رفتیم تو قسمت repair ، chkdsk رو زدیم ، درایو لاست شده برگشت ما هم بسی خرسند شدیم ، این برق رفتن پدر هر چی لوازم برقیه رو در میاره .
- در مورد نگرانی در مورد تنهایی و اتاق ها ! خوب فکرشو بکن یه شب تا دیر وقت بیدار بودی و از اتاقت فرار کردی و اومدی تو پذیرایی نشستی و بساط کتاب و کامپیوتر و کاغذ و اینا رو پهن کردی و همه رو ریختی به هم ، یهو یکی ساعت 8 و نیم زنگ بزنه بگه کامپیوترم پکیده می خوام بیام خونتون ، بعد تو طی یک ساعت بخوای همه جا رو بکنی مثل دسته گل ، چاره ای نداری جز اینکه همه چیز رو بچپونی تو اتاقت !! به خصوص که اتاقت رو هم برای تعمیر نگهداری فصلی ریخته باشی به هم !
- دیشب گوشم دم کشید ، از بس تلفن حرف زدم ، یک ساعت با تلفن ، یک ساعت با یاهو کال ، تازه تا حالا نشده بود 1 نصف شب زنگ بزنن بهم که حالمو بپرسن ! این یکی دیگر از مزیت های تنها بودن است !! البته عجب دوستانی داریم ما ، دلتان بسوزد !
- فعلا همین
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۸۷ساعت 1:26  توسط امیرحسین
|