استخـــــــونی

نقدی بر قندی !

صاحابش اومد !!

 

میگن که هر چه با من کرد آشنا کرد ! اولین کسی بحث شیرینی رو مطرح کرده ، مرده ! نه خدایی نا کرده نمرده ! مرده ( به فتح میم ) . که شیرینی اساسی هم خواسته ! دلیلش می تونه چند مورد باشه :

۱- هیچ انتظاری از من نمی رفته که بالاخره درسم تموم بشه ، حالا که داره تموم میشه واقعا شیرینی داره ! ( برداشت بد نشه ! شاگرد زرنگی نبودم ! اما خدایی مشروط پشروطم نشدم )

۲- البته که انتظار میرفته ، ولی نه که هیچ موضوع دیگه ای ( اعم از خارج رفتن ، از خارج برگشتن ، ازدواج کردن ، فوق قبول شدن ، تولد ، ولیمه سفر زیارتی ، فارغ شدن ! ، حقوق گرفتن ، ماشین خریدن ، خونه خریدن ، کارخونه زدن ، کاست خوندن و غیرو ) برای شیرینی گرفتن نبوده ، همین موضوع در دم غنیمت شمرده شده . خوب بالاخره نمیشه که آدم همش شیرینی بخوره ، یه وقتیم باید بده !

۳- بعضی معتقد هستن یه مو از خرس کندن غنیمته ! خوب اون خرسه . من که خرس نیستم ! اما اگه می خواین مو بکنید حرفی نیست !!! چیزی که زیاده مو .

۴- این آقا و دوستاش قابلیت زیادی در خالی کردن جیب بقیه دارن ، شاید خواستن جیب مارو هم یه بارکی خالی کنن . بنابر این همه دست به یکی کردن که شیرینی بخوان ، بلکه کم کم منم باورم بشه و شیرینی رو بدم ! هه هه ! زهی خیال باطل .

۵- خوانندگان وبلاگ می خوان بهم کادو بدن روشون نمیشه ! یا شاید منتظر هستن که اول من شیرینی بدم بعد که از شیرینی دادن من مطمئن شدن ، کادو رو بهم تقدیم کنن اینه که بنده خداها هرچی اصرار می کنن که بیا ، بیا شیرینی بده من حالیم نمیشه که نمیشه که نمیشه . خوب منظورتون رو واضح تر بگین.

۶- دوستان می خوان همدیگه رو ببینن ، چه بهتر که این دیدن همراه با نوش جان کردن شیرینی و یا شامی باشه ، و بهتر از اون اینه که مفت باشه ، بنابراین از این فرصت استفاده کرده می خوان بنده رو خر کنن !!

۷- بنده به جای کلمه فارغ التحصیلی می بایست کلمه دانش آموختگی رو به کار می برم ، در این حالت به دلیل عدم وجود فارغ شدگی ، خود به خود ارتباط بین فارغ التحصیل شدن و شیرینی دادن از بین رفته و هرگونه ادعایی در این مورد بی مورد تلقی می شد.

۸- خواستن رکورد نظرات این وبلاگ شکسته بشه و به تعداد نظرات بی سابقه ای برسم ، چون از بدو تاسیس تا کنون فکر نمی کنم هیچ پستی این تعداد نظر داشته باشه . این نشان از علاقه خوانندگان به مقوله شیرین شیرینی خوردن می باشد !

۹- خوانندگان در این گیر و دار ٬ متحدان و دوستان زیادی پیدا می کرده ٬ از تجربیات شخصی شون در زمینه یه اصطلاح خاص بگن و بعضا نا امید از من به صورت تمام دنگ ٬ خودشون ٬ خودشون رو میهمان کنند ! 

۱۰- دلایل نا معلوم و متعدد دیگری که بنده نتونستم برا خودم تحلیلش کنم .

 

و اما ، شیرینی کدومه ؟ بنده بیشتر از ده روزه منتظر آخرین نمره لیسانسم هستم ، هیچ چیز معلوم نیست ! شاید مثلا بیفتم و مجبور بشم حلوا بدم و مجلس عزا بگیرم ... !!

حالا وجدانا ، کدومیک از دلایل بالا مد نظر شما بوده است ؟ و شاید دلایل دیگری داشته که در بالا نیامده است ، برای بهترین دلیل جایزه ای در نظر گرفته شده است ، جوون خودم !!

( امیدوارم به حد کافی تونسته باشم افکار رو از بحث اصلی دور کنم  )

 

پ.ن: خدایا ! تو که فکر رو میندازی تو سر من ، قربون شکل ماهت ، یه کمی زودتر بنداز ! بارها شده که یه ایده و یا فکری به ذهنم رسیده برای کاری یا چیزی ، بعد که بررسی کردم دیدم زودتر از من به ذهن کسی یا کسانی رسیده و عملیش کردن . این تاخیر فازی که ما داریم رو تبدیل به تقدم فازش کن ! برای تو که کاری نداره … یه ضرب منفیه ، در عوض برای من کلی خوب میشه !! آخریش همین دیروز بود که نقش بر آب شد . البته هنوز امید دارم بشه یه کارهایی کرد ... خودت کمکم کن .

 

پ.ن : خذف شد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۷ساعت 0:49  توسط امیرحسین  |