استخـــــــونی

دست و پا چلفتی

باز زدم خودمو ناقص کردم . موقع کار فنی مثلا دوره کمی کار یا کارهای دیگه پیش می اومد که دستام زخم و زیلی بشه اما این دفعه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نبود که ٬ کار به بخیه و پانسمان و اینا کشید ! 

چیزی نیستا ! جاش بده ٬ پشت دستتو ببین ! اونجایی که چین داره ! بین انگشت اشاره و شست ٬ گرفتی کجا ؟ اونجا جر واجر شد !

۱۰ روز دیگم باید برم بخیشو بکشم ! با شرایط مذکور فعلا نه می تونم بنویسم و نه درست تایپ کنم ! تو همین ۴ خط شونصد تا غلط نوشتم . نمیدونم پروژه ها رو چیکار باید بکنم . از همه بدتر موسه که تو دست نمیشه گرفت ٬ باز خدا پدر و مادر این تاچ پد رو بیامرزه میشه باهاش یه کارایی کرد ...

البته به خاطر تجربیات حاصل شده سعی می کنیم از دستکش ایمنی استفاده کنیم . که امروز استفاده نشد و کار دقیقا همان وقتی می شود که باید بشود .  اتفاقه ٬ می افته ...

اضافه گشت : در ادامه پست قبلی ما حواسمون پرته و مجروحیم ! شما چرا چیزی نگفتین !؟ گفتین ؟ نوشته بودم انگشت سبابه و اشاره ! جفتش یکیه !!

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد ۱۳۸۷ساعت 0:6  توسط امیرحسین  |